خشکسالی, علل و پیامدها

خشکسالی, علل و پیامدها

خشکسالی یک پدیده طبیعی و تکرار شونده اقلیمی است وقوع این پدیده در تمام نقاط جهام محتمل است هر چند که ویژگیهای ان از نقطه ای به نقطه دیگر کاملا متغیر و متمایز است

خشکسالی یک پدیده طبیعی و تکرار شونده اقلیمی است . وقوع این پدیده در تمام نقاط جهام محتمل است . هر چند که ویژگیهای ان از نقطه ای به نقطه دیگر کاملا متغیر و متمایز است . لذا ارائه یک تعریف واحد برای خشکسالی بسیار مشکل میباشد چرا که بسته به تفاوتهای اقلیمی، نیازها و نظامهای موجود و راهبردهای اتخاذ شده در نقاط مختلف میتوان تعاریف متفاوتی از پدیده خشکسالی ارائه نمود. تعاریف مختلفی در خصوص خشکسالی ارائه شده است به عنوان مثال خشکسالی در کشور لیبی هنگامی است که میزان بارندگی سالیانه کمتر از ۱۸۰ میلیمتر باشد در حالیکه فرضا در سوئیس خشکسالی به دوره ای اطلاق میگردد که فقط شش روز باران نبارد. ذر این تعریف آنچه که ملاک عمل میباشد ویژگیهای اقلیمی هر منطقه است که عامل تعیین کننده در تعریف خشکسالی است . همجنین میتوان بر اساس نیازهای موجود در یک منطقه نیز خشکسالی را تعریف کرد بعنوان مثال در کشتهای مختلف دیم میزان آب مورد نیاز هر محصول متفاوت از دیگری است و لذا عدم وقوع بارش در دوره یک ماهه ممکن است برای کشت شالی بمعنای خشکسالی باشد اما برای کشت جو این تعریف صدق نکند. اما بطور کلی خشکسالی به عدم وجود بارش کافی در طی یک دوره زمانی اطلاق میکردد و باعث ایجاد کمبود آب برای برخی فعالیتها ، برخی گروههاو یا بخشهای زیست مخیطی میگردد. در هر حال و با هر رویکرد و هر تعریفی که از خشکسالی ارائه گردد این مطلب که پدیده خشکسالی منحصرا یک پدیده فیزیکی و اقلیمی است کاملا غیر واقعی و غیر علمی است .

 

 برنامه ریزی مقابله با خشکسالی :

خشکسالی بخشی طبیعی و بالقوه از شرایط اقلیمی هر منطقه حتی مناطق پربارش است . این پدیده از سایر بلایای طبیعی پیچیده تر و بخشهای بیشتری از جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد و به اندازه سیل و طوفان خسارت ببار می آورد. بر اساس مطالعاتی که در ایالات متحده امریکا صورت گرفته برآورد میگردد که سالانه بین ۶ تا ۸ میلیارد دلار خسارات ناشی از خشکسالی در بخشهای مختلف کشاورزی ، حمل و نقل ، گردشگری ، انرژی و… است. این براورد بدون در نظر گرفتن تاثیرات اجتماعی و زیست محیطی است که قابل ارزش گذاری نیستند. در جهت روشن تر ساختن مبحث کافی است که نگاهی به چند سال اخیردر کشورمان بیاندازیم تا دریابیم که خشکسالی تا چه حدی میتواند گسترش و دوام یابد.بر اساس مطالعاتی که در سال ۱۳۸۰ توسط سازمان ملل در ایران صورت گرفت در طی سه سال خشکسالی (۱۳۸۰- ۱۳۷۸) بیش از ۶/ ۲ میلیارد دلار خسارت به بخشهای مختلف وارد گردید. بیش از ۵/۲ میلیون هکتار از اراضی آبی ، ۴ میلیون هکتار از اراضی دیم ، ۱/۱ میلیون هکتار از باغات دجار خسارت شده اند. تولید محصولات بویژه گندم و جو یبن ۷۵-۳۵ درصد کاسته شده و ۷۵ میلیون راس دام تحت تاثیر اثرات خشکسالی واقع شده اند. علاوه بر این خسارات اقتصادی بساری از تالابهای بین المللی کاملا خشک گردیده و خسارات شدیدی به تنوع بیولوزیکی شامل گیاهان و جانوران وارد امده است . از دیگر خسارات ناشی از خشکسالی میتوان به طغیان انواع افتهای کشاورزی اشاره داشت که باعث مرگ تدریجی درختان و سایر محصولات کشاورزی میگردد. شیوع افتها به قدری نگران کننده بود که در خشکسالی اخیر دولت برای خرید انواع لاروهایی که به مزارع مردم جوم آورده بودند اعتبار خاصی در نظر گرفته بود . بر همین اساس در شهرستان گناباد کشاورزان حدود ۲۸۳ کیلوگرم لارو را جمع آوری و به قیمت هر کیلو ۸۰۰۰ ریال به دولت فروختند. در طی سالهای هفت سال گذشته خشکسالی نه تنها در مناطق جنوب و جنوب شرق کشور که به لحاظ تاریخی سابقه وقوع خشکسالی را دارند بلکه در مناطق پربارش شمال و غرب کشور نیز خودنمایی کرد.تمام استانهای کشور به جز یک استان با خشکسالی دست و پنجه نرم کردند و ۹۰ درصد مردم با مشکل کمبود اب شرب مواجه گشتند.

 

کمبود اعتبارات و تخصیصهای دولتی

ـ عدم وجود تعریف واحد از خشکسالی در سرتاسر کشور

ـ عدم وجود یک متولی واحد در امر برنامه ریزی و مقابله با پدیده خشکسالی و تقسیم مسئولیتها در بخشهای مختلف دولتی

ـ عدم وجود یک برنامه ملی استفاده و بهره برداری از منابع طبیعی که شامل آب و جنگل و مرتع و… میباشد.

ـ سیاستهایی از قبیل کاهش بلایای طبیعی و منسوخ کردن برنامه های سنتی تخصیص منابع آب در دراز مدت میتواند بستر مناسبی برای مدیریت منابع طبیعی باشد.

یکی از موانع عمده در راه برنامه ریزی مقابله با بلایای طبیعی از جمله خشکسالی عدم امکان بر اورد دقیق مالی از خسارات ناشی از خشکسالی است . این محدودیت از طرفی به لحاظ دامنه و وسعت خشکسالی است که در اینده قرار است روی دهد که طبیعتا براورد دقیق را مشکل میسازد و از طرف دیگرخساراتی است که به بخشهای مختلف وارد میشود که ماهیت اقتصادی ندارند از قبیل رنجهای مردم ، خسارات به منابع بیولوژیکی ، تخریب محیط فیزیکی زیست و سایر مباحثی که به لحاظ اقتصادی قابل قیمت گذاری نیستند. مطالعات نشان داده که برنامه ریزیهای بحران گرا ) crisis – oriented ) در خصوص خشکسالی بشدت ناکارا ، نامعقول ، ناهماهنگ و پرهزینه هستند. در همین خشکسالی اخیر سالانه بیش از هزاران میلیارد ریال توسط دولت برای جبران خسارات خشکسالی هزینه شد که در صورت وجود یک برنامه مدون و دقیق این میزان بشدت کاهش می یافت و اثرات بهتری نیز میداشت.

بالا بردن آگاهیهای عمومی و جهت دادن به عموم در راستای دسترسی مناسب و بهینه به منابع آب شرب نیز از دیگر برنامه هایی است که میتواند در مقابله و کاهش اثرات خشکسالی موثر باشد.

ارزیابی برنامه های ملی مقابله با خشکسالی از عمده کارهایی است که در این زمینه باید صورت گیرد و در هر مرحله نقایص و کمبودهای آن جبران و اصلاح گردد . همانطور که در قبل متذکر گردید خشکسالی پدیده ای تکرار شونده است و بعنوان مثال کشور ما در دو دهه گذشته ۱۳ سال خشکسالیهایی با شدت و ضعف متفاوت را تجربه کرده است لذا بازنگری برنامه های مقابله با خشکسالی در جهت بهبود روشها و برنامه ها در مقابله با خشکسالیهای آتی بسیار مهم و حیاتی است.

دیدگاه خود را بیان کنید

این ایمیل برای عموم منتشر نمی شود